چرا حذف شریعتی از تاریخ ایران ناممکن است

رکنا: از مرگ شریعتی چهل سال که نه، چهار صد سال هم که بگذرد؛ یا چهار سلسله در ستردن نامش همداستان شوند؛ یا چهارده برادر تنی و ناتنی در چاه سر به نیستش کنند؛ یا چهل قلندر قلمرو معرفت بر میراث و‌آثارش اسب بتازانند باز هم روح جمعی ایرانیان از خاطره‌ای به نام علی شریعتی خلاصی ندارد. او خوب یا بد، خادم یا خائن، صادق یا فریبکار، اکنون شاخ «زمان» را شکسته و با چهل و چهار سال عمر، در حلقه کسانی نشسته‌است که خاطرات قومی و ملی ایرانیان را رقم زده‌اند. در جمع اصحاب فرهنگ یا سیاست یا شریعت، داناتر و دلیرتر از شریعتی فراوان بوده‌اند اما دست‌شان از خزانه «خاطرات ملی» ایرانیان کوتاه‌ ماند و برای ماندگاری، جایی بهتر از «تاریخ» نیافتند و البته گفتن ندارد که میان ماندگاری در تاریخ وجاودانگی در خاطرات ملی، تفاوت از خواجه نظام‌الملک تا خیام است. خواجه در تاریخ سیاست و معرفت ایران، رتبه‌ای شایان و شاخص دارد اما هیچ‌گاه در دایره خاطرات قومی ایرانیان منزلتی پیدا نکرد،به خلاف خیام که در هزار توی روح جمعی ایرانیان جا گرفته است. به این اعتبار، علی شریعتی هم از تاریخ ایران فراتر رفت و روی ایوان بلند خاطرات ملی نشست. این ایوان را، روح راز آلود و معمایی قوم ایرانی فقط در اختیار جمع قلیلی از فرزندانش می‌گذارد فارغ از اینکه خادم و خلف باشند یا خائن و ناخلف.