خبر فوری
ایرنا فرهنگ و هنر کد خبر : ۵۶۲۶۷۷۹
تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۰۵
تهران - ایرنا - ناشر که باشی می فهمی کتاب را باید با هزار ناز به مشتری فروخت، سرخیابان و ته خیابان برای فروش کتاب و دیگر کالاهای فرهنگی اهمیت دارد، چه رسد به بیابان.

اولین وظیفه ای که به عنوان بازرس قانونی اتحادیه دارم، آن است که چهره واقعی و نتیجه عملی آنچه به وقوع پیوسته را برای آحاد صنف آشکار سازم و به همین جهت در ساعات پایانی روز آخر نمایشگاه، اقدام به راه اندازی گروه تلگرامی با عنوان «تحلیل وضعیت نمایشگاه کتاب» کردم.
به نظرم این گروه توانسته موفقیت نسبی در تبیین مواضع و تشریح منافع صنفی کسب نماید.
سؤال مهم این است که آیا به محوریت اتحادیه در برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران اعتقاد داریم یا خیر؟ به نظر می رسد اقدامات برخی از بزرگان و مدیران صنف در این جهت نبوده است.
این دوره گذشت، اما تکرار آن برای سالهای آتی، قابل تصور هم نیست. محوریت اتحادیه به دلایل مختلف صنفی و حقوقی که قبلا اشاره داشته ام، قابل مذاکره و مماشات برای کمرنگ کردن آن نیست.
به عنوان بازرس قانونی باور دارم، نفس اتحادیه اهمیت دارد سوای از اینکه چه کسانی در راس آن و در هییت مدیره آن هستند، آنچه برای اتحادیه باید اهمیت داشته باشد، مصلحت صنف، باتوجه به منافع ملی است و لاغیر.
مدیران صنفی باید ناشر باشند تا طعم سختی ها و مرارت های این شغل به غایت دشوار فرهنگی را چشیده باشند.
آنها باید عمر گرانبهای خویش را به عشق تعالی ادب و هنر این مرز و بوم صرف و البته به درآمدهای اندک آن اکتفا کرده باشند تا بفهمند، جایگاه نمایشگاه برای عرضه و فروش آثار منتشر شده در طول سالیان برای ناشر اهمیت دارد، تا بفهمند عرضه کتاب در طول 10 روز از صبح تا شام و در شرایط سخت که در آخر، هزینه غرفه اش را نیز تامین نمی کند، چه مزه و شیرینی دارد، تا بفهمند ارتزاق از انتشار کتاب بدون داشتن قناعت، سخت است.
آنها که در طول سال به تجارت دیگری مشغولند و فقط در ایام نمایشگاه ناشر می شوند، آنها که فقط امید و کارشان غرفه بدون کتاب با چند دستگاه پوز است تا سهم ناشران از سفره یارانه فرهنگی را به تجارتخانه خود منتقل سازند، آنها که کتابی منتشر نمی کنند اما ناشر بین المللی هستند و سالها به ریش اهل فرهنگ خندیدند، آنها که بدون انتشار هیچ کتابی به مناصب بالای مدیریت نشر رسیده اند، آنها که از بی توجهی ناشران به فعالیت های صنفی استفاده کردند و سالها بر سر سفره نشر ایران نشسته اند و هراز گاهی جای خود را با یکدیگر عوض می کنند، نباید بتوانند دوباره مدیریت نشر کشور و نمایشگاه بین المللی را به دست گیرند.
چطور می توان نمایشگاه بین المللی کتاب با عظمت قبل از سال 84 را امروز اینچنین مفلوک و خانه به دوش دید؟ چطور می توان اهل فرهنگ کشوری چون ایران را با این همه امکانات و سرمایه های خدادادی، بعد از 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، در زیر چادرهای گرم و نامناسب پذیرایی کرد؟
چطور می توان در حالی که دانشجو برای تخفیف هزار تومان چانه می زند و ناشر نیز ناتوان از دادن همان تخفیف است، شاهد تاراج یارانه های فرهنگی در غرفه های بی نام و نشان بود؟
ناشر که باشی می فهمی کتاب را باید با هزار ناز به مشتری فروخت، سرخیابان و ته خیابان برای فروش کتاب و دیگر کالاهای فرهنگی اهمیت دارد، چه رسد به بیابان.
ناشر که باشی می فهمی خواب سرمایه یعنی چه؟ ذوب شدن سرمایه در انبارها یعنی چه؟ ناشر که باشی درک خواهی کرد چه سخت است لحظه تصمیم گیری برای خمیر کردن کتابهایی که سالها انتظار فروشش را داشتی.
ناشر که باشی وقتی برای نقشه کشیدن و سوء استفاده از اعتماد صنف نداری.
حال کتاب خوب نیست، این را ناشر درک می کند.
اتحادیه تنها مرجعی است که می توان از آن انتظار مدیریت دلسوزانه برای فردایی بهتر داشت.
اهل فرهنگ و کتاب را باید احترام گذاشت.
تحلیل وضعیت نمایشگاه کتاب؛ گروهی برای هم اندیشی و آسیب شناسی و پیدا کردن راه حل و بهبود وضعیت نمایشگاه کتاب تهران است.
https://t.me/joinchat/AAAAAEE9K5A8yziutGKeVQ

** مدیر انتشارات مجد و بازرس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران
فراهنگ ** 1880 انتشار: انتشار: امید غیاثوند

انتهای پیام /*

فرهنگي كتاب ناشران
ارتباط با سردبیر: newsroom@irna.ir
تماس بی واسطه با مسئولین
منبع این خبر (ایرنا) است و جستجوگر خبر سایت تیتر نو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد خبر (5626779) را همراه با ذکر منبع و موضوع به شماره 3000123095 پیامک بفرمایید.