جام نیوز سیاسی کد خبر : ۳۰۹۴۶۲۵
تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۰۰
به نظر می رسد سیاستی که اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری آینده در پیش گرفته اند باعث سردرگمی بی بی سی فارسی شده؛ به گونه ای که این شبکه را مجبور به گمانه زنی هایی در این رابطه کرده و آن ها را به عنوان سناریوهای احتمالی اصولگرایان ارزیابی کرده است.

به گزارش سرویس سیاسی جام نیـوز، سایت بی بی سی فارسی در یادداشتی با عنوان سردرگمی انتخاباتی اصولگرایان: گفتمان 'عوامگرایانه' یا 'توسعه‌خواه' به قلم «سعید برزین» تحلیلگر سیاسی، سه سناریو برای اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری آینده فرض کرده و به تحلیل آن ها پرداخته است.

 

متن این یادداشت را در ادامه بخوانید:

 

پنج ماه به انتخابات ریاست جمهوری ایران مانده است و به نظر می رسد اصولگرایان باید برنامه انتخاباتی خود را تعریف کنند. در بررسی اردوی اصولگرا چند نکته قابل توجه است. سعید برزین در بررسی اردوی اصولگرایان چند نکته قابل توجه است:

 

یک - شکستهای پی درپی انتخاباتی، اصولگرایان را مجبور کرده موقعیت سیاسی خود را بازبینی کنند.

دو - اصولگرایان در تعیین استراتژی انتخاباتی خود دچار سردرگمی اند،زیرا اختلاف درونی آنها عمیق است و آنها قدرت ندارند در مواضع فعلی خود تجدید نظر کنند.

سه - در کارزار انتخاباتی، اصولگرایان میتوانند با یک استراتژی "عوامگرایانه" (پوپولیستی) و شعار عمدتا طبقاتی موقعیت حسن روحانی را به چالش بکشند.

چهار - اصولگریان این امکان را هم دارند که با یک استراتژی میانه روتر و "توسعه خواه" وارد صحنه رقابت شوند.

 

سناریوی اول: اصولگرایی عوامگرایانه

در شرایط موجود، اصولگرایان چند گزینه دارند. گزینه اول این است که استراتژی عوامگرایانه‌ای رادنبال کنند. این خط مشی در تجربه تاریخی ریشه و سابقه واقعی دارد و به همین خاطر جذبه آن نیرومند است. این گزینه تنها خط و آرایشی است که از طریق آن اصولگرایان توانسته بودند کنترل قوه مجریه را با رای مستقیم مردم بدست آورند..

 

در این سناریو، عوامگرایی (پوپولیسم) با شعارهای عوام پسند، و بخصوص طبقاتی، وارد کارزار انتخاباتی می‌شود و آن را در چارچوب "عدالت اقتصادی" و مبارزه طبقاتی پیش می‌برد. یعنی روش محمود احمدی نژادی را احیا می‌کند و با شعارهای "مردمی" (مثلا درمورد مسکن، وام و حمایت از بنگاههای کوچک تولیدی) مبارزه را سامان می‌دهد. دامن زدن به رقابت طبقاتی میتواند طبقات فرودست را بسیج کند و اگر فرض شود که رای شناور و سرگردان بیش از هر چیز نگران مسائل اقتصادی و معیشتی است، این استراتژی می‌تواند راهی برای جلب آرای آنها باشد.

 

در چنین گزینه ای آقای روحانی در برابر استراتژی عوامگرایانه ضربه پذیر فرض می‌شود، همانگونه که هاشمی رفسنجانی در دهه ۸۰ ضربه پذیر بود. تاکید بر این است که روحانی در برقراری رابطه عاطفی و فکری با طبقات فرودست موفقیت نداشته و فرصتی را بوجود آورده که می‌توان از آن استفاده کرد.

 

برای پیشبرد یک استراتژی عوامگرایانه، گرایشهای سنتی و معتدل اصولگرا باید رهبری گرایش تندروی اصولگرا را بپذیرند. چنین آرایشی امکان پذیر است. سنتی‌ها قبلا رهبری تندروها را (در دولت احمدی نژاد) پذیرفته بودند و دلیلی ندارد بار دیگر به ائتلاف مشابه‌ای تن ندهند.

 

اصولگراهای معتدل هم با اینکه در شرایطی نیستند که به استقبال این گونه ائتلافها بروند اما بخشی از آنها با توجه به ضعف تشکیلاتی خودشان عملا مجبور به پذیرش موضع برتر تندروها خواهند بود و یا حداقل سکوت خواهند کرد.

 

با چنین زمینه ای می‌توان وحدت ایدئولوژیکی اردوی اصولگرا را بر اساس فکر عدالت اجتماعی، سیاست ضد آمریکایی و اسلامگرایی سنتی پیش برد، بخصوص اینکه در تمام گرایشها زمینه ای برای پذیرش شعار عدالت خواهی وجود دارد.

 

تحولات وسیعتر اجتماعی می‌تواند برای اجرای یک گزینه عوامگرایانه مساعد شود. از جمله اگر برجام با خطر روبرو شود، توده مردم و رای شناور به روحانی پشت خواهند کرد و اردوی اعتدالیِ او را به زمین خواهند زد. بحران و هرج و مرج خاورمیانه نیز زمینه گفتمان اعتدالی را در خود هضم خواهد کرد و اجازه رشد به آن نخواهد داد.

 

چنین گزینه ای به اصولگرایان امکان می‌دهد روی نامزدی همکاران فعلی یا سابق آقای احمدی نژاد مانند غلامحسین الهام، رستم قاسمی و یا مهرداد بذرپاش سرمایه گذاری کنند.

 

سناریوی دوم: اصولگرایی توسعه‌خواه

گزینه دوم اصولگرایان این است که با یک برنامه توسعه‌خواه وارد کارزار انتخاباتی شوند؛ یعنی از گفتمان تندرو عوامگرایانه فاصله بگیرند و در عوض گفتمانی میانه رو ارائه دھند.

 

در این گزینه بر واقعیت شرایط اجتماعی و رای آوری نامزدها تاکید می‌شود. اگر اصولگرایان پشت سر یک نامزد میانه روتر متحد شوند احتمال رقابت با روحانی جدی است به اضافه، چنانچه بخشی از طبقه متجدد شهری به این نتیجه برسد که روحانی به اندازه نامزد اصولگرا - مثلا قالیباف - کارآمدی و صلاحیت اجرایی ندارد، سبد رای آقای روحانی ممکن است افت جدی پیدا کند.

 

این گزینه از نظر شرایط داخلیِ اردوی اصولگرایان نیز واقع بینانه تر است. اولا، گرایش تندرو در عمل به این نتیجه رسیده است که پیشبرد یک سیاست عوامگرایانه زمینه لازم و طرفداران کافی ندارد و نمی تواند موفق باشد؛ به همین خاطر تندروها رهبری گرایش میانه را خواهند پذیرفت.

 

ثانیا، گرایش سنتی می‌داند که در شراط موجود گرایش معتدل تنها راه پیشبرد گفتمان اصولگرا است و با این که تمام نظرات معتدلها را قبول ندارد می‌تواند با آنها به یک ائتلاف تاکتیکی برسد. حداقل حاصل این گزینه به چالش کشیدن جدی روحانی خواهد بود.

 

سناریوی توسعه‌خواه به اصولگرایان امکان می‌دهد روی نامزدی افرادی مانند آقای قالیباف سرمایه گذاری کنند؛ با این حال هنوز نشانه ای از سوی نیروهای تندرو، مانند پایداری ها، برای حمایت از قالیباف به چشم نمی‌خورد.

 

سناریوی سوم: محافظه کاری سنتی

گزینه دیگر اصولگرایان پیشبرد یک استراتژی محافظه کار و سنتی است. در چنین سناریویی تلاش اصولگرایان برای بهره برداری از امکانات درونی نظام برای بسیج افکار عمومی خواهد بود.

 

نیروهای سنتی محافظه کار (امثال حزب مؤتلفه، پیروان و جامعتین) بر عمق نفوذ خود در نهادهای حاکم سرمایه گذاری خواهند کرد. استفاده از امکانات نظام علیه روحانی می‌تواند پایگاه وی را در درون دستگاه سیاسی متزلزل کند.

 

این استراتژی، به لحاظ روابط درونی اردوی اصولگرا، بر ریش سفیدی سرمایه گذاری خواهد کرد؛ کاری که سالها توسط افرادی مانند محمدرضا مهدوی کنی و حبیب االله عسگراولادی انجام میشد. چنین ریش سفیدی میتواند انضباط سیاسی میان نیروهای اصولگرا برقرار کند.

 

این سناریو، در قبال افکار عمومی، احیای گفتار سنتی و سابقه دار انقلاب اسلامی را دنبال خواهد کرد. امید به آن است که پایگاه وفادار حکومت را بسیج کند و رای شناور را - که احتمالا از خط میانه رو استقبال خواهد کرد - به میدان بکشد.چنین سناریویی به اصولگرایان امکان میدهد روی نامزدی افرادی مانند حداد عادل و یا محمدجواد باهنر سرمایه گذاری کنند.

 

مشکل اصولگرایان با ضرورت تغییر

شکستهای سنگین در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و مجلس ۹۴ اصولگرایان را با واقعیات روز رو در رو کرده است. آنها اکنون می‌بینند که مدیریت قوای مجریه و مقننه، بعد از حدود ۱۵ سال، از دستشان خارج شده است. از آن پس اصولگرایان وارد نوعی تعاملات درونی شده اند که شاید بتوان از آن به عنوان بازنگری یاد کرد. این روند چند ویژگی دارد:

 

یکی، مسئله توازن قوا میان گرایشهای مختلف در داخل اردوی اصولگرا است. از یک طرف، معتدلهای اصولگرا ماهیت مستقل یافته و با اینکه به لحاظ سازمانی ضعیفند اما تاثیر و سهم خواهیشان غیر قابل انکار است.

 

تندروها هم با اینکه احمدی نژاد را از دست داده اند همچنان بازیگری جدی محسوب می‌شوند. سنتی ها نیز با نفوذ گسترده در بدنه نظام موقعیت خاصی دارند. این توازن قوا میان آنها اجازه نمیدهد که هیچ یک از طرفین بتواند بر اردوی اصولگرا مسلط شود و ابتکار عمل را بدست گیرد.

 

مرگ ریش سفیدانی مانند مهدوی کنی و عسگر اولادی کار را مشکلتر کرده و رهبران جوانتر نتوانسته اند ابتکار عمل را بدست گیرند. ناتوانی اصولگرایان در به روز کردن گفتار خود و تجدید نظر ایدئولوژیکی بر این مشکل افزوده است.

 

پافشاری آنها بر ضرورت حفظ اصول، آرمانگرایی و انقلابیگری اجازه نمی دهد که بتوانند راه حلهای جدیدی برای مشکلات موجود پیدا کنند.

 

به گزارش جام نیوز، از قضا اینگونه به نظر می‌رسد که خودداری اصولگرایان از تعجیل برای ورود به رقابت انتخاباتی پیش رو، باعث سردرگمی بی بی سی فارسی شده است؛ به گونه ای که این شبکه را مجبور به گمانه زنی هایی در این رابطه کرده است.

در واقع رسانه دولتی انگلیس در صدد تحریک اصولگرایان برای برملا کردن برنامه های انتخاباتی‌شان است تا از این طریق بتواند همچون دوره های گذشته به تخریب اردوگاه آنان بپردازد.

منبع این خبر (جام نیوز) است و جستجوگر خبر سایت تیتر نو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد خبر (3094625) را همراه با ذکر منبع و موضوع به شماره 3000123095 پیامک بفرمایید.