ایران مطلب گوناگون کد خبر : ۳۰۸۹۳۷۴
تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۳۲
گاهی بعضی چیزها به عنوان یک آموزه ی دینی در بین مردم مشهور می شود که پایه و اساس دینی ندارد و در واقع نوعی خرافه است
گاهی بعضی چیزها به عنوان یک آموزه ی دینی در بین مردم مشهور می شود که پایه و اساس دینی ندارد و در واقع نوعی خرافه است. یکی از این آموزه های نادرست، نحس بودن ماه صفر است. بعضی ها روایتی را مطرح می کنند به این مضمون که «هر کس خبر پایان یافتن ماه صفر را مژده دهد، اهل بهشت است.»




و در پی آن سنت های عجیب و غریبی ابداع می شود و با فرارسیدن آخر صفر، بعضی ها راه می افتند دم در مساجد تا خبر تمام شدن صفر را در ده مسجد اعلام کنند و به این طریق بهشت را برای خود بخرند!

بازار پیام های حاوی خبر تمام شدن ماه صفر هم رونق می گیرد و پشت بند مژده ی تمام شدن ماه صفر، توصیه می شود: تو هم اگر می خواهی اهل بهشت شوی، این خبر را برای ده نفر ارسال کن! در این مقاله قصد دارم این آموزه را از نظر سندی بررسی کنم و نادرست بودن آن را توضیح دهم.

تا جایی که بنده تفحص کرده ام، هیچ آیه و روایتی مبنی بر نحس و شوم بودن ماه صفر نداریم. نیز هیچ برهان عقلی این مطلب را تأیید نمی کند. در نتیجه نحس بودن ماه صفر، سخنی گزاف و بی اعتبار است. دلایلی که بر نحس بودن ماه صفر اشاره دارد:

1- ماه صفر ماهی پر از مصیبت است. برخی به استناد مصایب ماه صفر (رحلت پیامبر و شهادت امام حسن و امام رضا علیهم السلام) این ماه را ماهی پر از غم و ماتم و در نتیجه ماهی نحس و شوم می انگارند. اشتباهی که در این جا رخ داده، این است که نحس بودن با غمناک بودن مساوی یا ملازم انگاشته شده است. اهل دقت می دانند که دلیلی بر این تساوی یا تلازم وجود ندارد. غمباری، مقوله ای متفاوت با شومی است و هر کدام منشأ خاص خود را دارند. با صرف غم بار بودن چیزی نمی توان به شوم بودن آن استناد کرد.

این روایت درباره ی ماه آذار است و تقارن زمانی ماه آذار و ماه صفر در آن هنگامه - بر فرض درستی این تقارن - نمی تواند همه ی احکام ماه آذار را بر ماه صفر سرایت دهد

2- در مفاتیح الجنان در بخش مربوط به ماه صفر آمده: «بدان که این ماه معروف به نحوست است.» در ارزیابی این دلیل باید گفت: همین عبارت مرحوم شیخ عباس قمی نشان می دهد که دلیلی عقلی یا قرآنی یا روایی بر نحوست ماه صفر وجود ندارد وگرنه ایشان باید به آن استناد می کرد.

این عبارت نشان می دهد که برخی از علما نیز درباره ی نحوست ماه صفر دچار سوءتفاهم شده اند و این که اگر چنین انگاره ای در بین مردم عادی رواج دارد، منشأ آن، اشتباه برخی علما و روحانیون هستند. معروف بودن چیزی حتی در نزد علما به آن چیز اعتبار علمی نمی بخشد. کم نیستند اموری که حتی در نزد برخی علما معروفند ولی با دقت و تحقیق متوجه می شویم که کاملاً نادرست و بی ریشه اند. درباره ی تاریخ کربلا و مقتل حسینی، این دست از امورِ معروفِ نادرست فراوانند که شهید مطهری در حماسه ی حسینی به خوبی آن ها را تبیین کرده است.

به دلیل همین بی اعتباری داستان نحوست ماه صفر، در مفاتیح نوین که زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی تدوین شده است، این عبارت مفاتیح الجنان حذف شده و در آن سخنی از نحوست ماه صفر نیست.

3- روایت رسول خدا صلی الله علیه وآله مبنی بر بشارت تمام شدن ماه صفر می توان گفت که مهم ترین دلیل بر نحوست ماه صفر، روایتی از رسول خدا است که در آن، سخن از بشارت بهشت برای کسی است که به تمام شدن ماه صفر بشارت دهد. متن کامل این روایت چنین است: «روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مسجد قبا بودن و در نزد ایشان چند تن از اصحاب بودند.

حضرت فرمود: اولین کسی که داخل مسجد خواهد شد، مردی از اهل بهشت است. تعدادی از حاضران این را که شنیدند، از مسجد خارج شدند تا برگردند و آن اولین نفری باشند که پیامبر او را اهل بهشت خوانده بود. پیامبر که این را دید، به کسانی که در نزدش مانده بودند فرمود: به زودی گروهی در حال سبقت از همدیگر وارد مسجد خواهند شد. از بین آن ها کسی که مرا به تمام شدن ماه آذار (نام یکی از ماه های رومی) بشارت دهد، اهل بهشت است. آن گروه وارد شدند و جناب ابوذر هم در میان آن ها بود. پیامبر از آنان پرسید: ما در کدام یک از ماه های رومی هستیم؟

موضوع اصلی این حدیث، بیان جایگاه والای جناب ابوذر است نه بیان نحوست آن ماه خاص. صحبت از ماه کذایی موضوع اصلی کار پیامبر نبود؛ بلکه بهانه ای بود برای مشخص کردن شخص ابوذر از بین یاران حضرت. پیامبر سوال از ماه های رومی را مطرح کرد، چون می دانست کسی جز ابوذر پاسخ سوالش را نمی داند و به این وسیله می تواند به استناد اِخبار غیبی خود- که در نوع خود، یک معجزه است- جایگاه ویژه ی او را به دیگران بشناساند

ابوذر پاسخ داد: ماه آذار تمام شده است یا رسول الله! حضرت فرمود: من خود می دانستم ولی می خواستم به دیگران بشناسانم که تو اهل بهشتی. چگونه چنین نباشد در حالی که تو بعد از من به خاطر محبت و دلبستگی ات به اهل بیت من از حرم من طرد خواهی شد و تنها خواهی زیست و تنها خواهی مرد و گروهی کفن و دفن تو را به عهده خواهند گرفت که آن ها نیز رفقای من در بهشت جاوید خواهند بود.» (معانی الاخبار، صدوق، ص 205)

این روایت از نظر سندی، ضعیف است؛ زیرا علاوه بر این که به ابن عباس ختم می شود و هیچ یک از اهل بیت علیهم السلام در نقل آن نقش ندارند، همه ی راویان آن نیز موثق و مورد اعتماد نیستند. گذشته از ضعف سندی، از نظر دلالتی نیز اشکال های جدی متوجه این روایت است. عده ای از این روایت چنین استنباط کرده اند که اولاً ماه صفر - که گویا در آن زمان مقارن با ماه آذار رومی بوده است    شوم است؛ ثانیاً هر کس به تمام شدن این ماه مژده دهد، اهل بهشت است. ولی به نظر می رسد این استنباط نادرست است؛ زیرا:

1- این روایت درباره ی ماه آذار است و تقارن زمانی ماه آذار و ماه صفر در آن هنگامه - بر فرض درستی این تقارن - نمی تواند همه ی احکام ماه آذار را بر ماه صفر سرایت دهد.

2- موضوع اصلی این حدیث، بیان جایگاه والای جناب ابوذر است نه بیان نحوست آن ماه خاص. صحبت از ماه کذایی موضوع اصلی کار پیامبر نبود؛ بلکه بهانه ای بود برای مشخص کردن شخص ابوذر از بین یاران حضرت. پیامبر سوال از ماه های رومی را مطرح کرد، چون می دانست کسی جز ابوذر پاسخ سوالش را نمی داند و به این وسیله می تواند به استناد اِخبار غیبی خود- که در نوع خود، یک معجزه است- جایگاه ویژه ی او را به دیگران بشناساند.

3- با توجه به این که این حدیث درباره ی شخص جناب ابوذر صادر شده است، دیگر نمی توان از آن استنباط کرد که هر کس که چنین خبری به هر کس دیگری بدهد، اهل بهشت است. چنین استنباطی فاقد پشتوانه ی علمی است.
نتیجه آن که:

یک: سنت بشارت دیگران به پایان یافتن صفر برای رسیدن به بهشت یک سنت نادرست و بی اعتبار است.

 دو: دلیلی بر نحس بودن ماه صفر وجود ندارد؛ هر چند این ماه، مانند ماه محرم، موسم عزا و ماتم اهل بیت علیهم السلام است. 

منبع : تبیان
منبع این خبر (ایران مطلب) است و جستجوگر خبر سایت تیتر نو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد خبر (3089374) را همراه با ذکر منبع و موضوع به شماره 3000123095 پیامک بفرمایید.