جام نیوز حوادث کد خبر : ۳۰۸۸۴۶۸
تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۱۰
سال ها قبل پدر و مادرم از يکديگر جدا شدند و حضانت من به مادرم داده شد. او هميشه نگرانم بود اما سوءظن بي موردش عذابم مي داد.

 به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز، آن روزها بيشتر از هميشه احساس تنهايي مي کردم و دنبال دوستي بودم تا براي او درددل کنم. اين وضعيت ادامه داشت تا اين که از طريق يکي از دوستانم با پسري به نام فرشاد آشنا شدم.

 

 مدتي دور از چشم همه با او رابطه دوستانه داشتم تا اين که وقتي به خودم آمدم فهميدم شيفته و دلبسته اش شده ام. آن زمان اگر يک روز صداي فرشاد را نمي شنيدم حال و روز خوشي نداشتم. يک روز در حالي که مثل هميشه با فرشاد صحبت مي کردم او من را به باغ پدرش دعوت کرد.

 

 من هم خيلي سريع دعوتش را قبول کردم و چند روز بعد سوار بر خودرواش به باغ رفتيم. وقتي وارد شديم، هيچ کس آنجا نبود. چند دقيقه در آنجا قدم زديم اما بعد من را به طرف اتاقي که در گوشه باغ بود برد. چند دقيقه بعد فرشاد به من نوشيدني تعارف کرد اما با خوردن آن از خود بي خود شدم. ديگر متوجه هيچ چيز نشدم اما چند ساعت بعد وقتي به خودم آمدم فهميدم فرشاد من را مورد آزار و اذيت قرار داده و از اين صحنه ها فيلم تهيه کرده است.

 

 اين ماجراي شوم را باور نداشتم اما وقتي او فيلم ها را نشانم داد فهميدم چه بلايي بر سرم آمده است. بعد از آن بود که فرشاد گفت بايد هر روز به او زنگ بزنم و هر وقت هم خواست همراهش به باغ بروم والا فيلم آزار و اذيتم را در اينترنت منتشر مي کند. از آن روز به بعد ديگر خواب و خوراک نداشتم نمي دانستم بايد چه کار کنم.

 

 بيشتر از همه نگران بودم که مبادا مادرم از اين ماجرا بو ببرد. اين شرايط باعث شد اشتباه بزرگ تري را مرتکب شوم. مجبور بودم خواسته هاي فرشاد را عملي کنم. او من را در اختيار دوستانش مي گذاشت و با کارهايش روزگارم را سياه کرده بود.

 

 آن روزها تلخ ترين روزهاي عمرم بود. چند مرتبه به اجبار به باغ پدري فرشاد رفتم اما بالاخره از خودم و زندگي ام سير شدم. مي خواستم خودکشي کنم اما جراتش را نداشتم. به همين دليل دلم را به دريا زدم و همه چيز را براي مادرم تعريف کردم. هرچند او از حرف هايم شوکه شده بود اما من را در آغوش گرفت و دلداري ام داد. حالا هم به دادسرا آمده ام تا از او و کارهای کثیفش شکایت کنم تا به جزای اعمالش برسد.

خراسان

110

این اخبار را از دست ندهید:

به خانه خاله ام رفتم / زمانی که به هوش آمدم با واقعیت وحشتناکی رو به رو شدم

زمانی که واقعیت تلخی را در مورد دختر ۱۱ ساله مان فهمیدیم دنيا جلوي چشمانم تيره و تار شد

تشنه محبت و توجه شوهرم بودم/ از زبان پسر نامحرم جمله «دوستت دارم» را شنيدم و دلباخته اش شدم

کار زشت راننده نامرد زیر پل چوبی تهران / چندین رهگذر شاهد ماجرا بودند

به آذر زنگ زدم و به خانه اش رفتم/ با هم در خانه بودیم که شوهرش سر رسید

زمانی که به خواسته شرم آور یاسر پاسخ منفی دادم او رفتار زشتی با من کرد

پسر شیطان صفت زمانی که با مادرش در گیر شد او را مورد اذیت و آزار قرار داد

 

 

منبع این خبر (جام نیوز) است و جستجوگر خبر سایت تیتر نو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد خبر (3088468) را همراه با ذکر منبع و موضوع به شماره 3000123095 پیامک بفرمایید.