ایرنا فرهنگ و هنر کد خبر : ۳۰۸۴۲۱۱
تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۱۷
مشهد- ایرنا- بقچه کوچکی وارد ستاد می شود، می خواهم کمکی کنم تا من هم در خیر شما شریک شوم، او را هدایت می کنند به اتاق مدیر. آنجا بقچه را با وسواس بر روی میز می گذارد.

یک تخم مرغ، مشتی عدس و همانقدر هم برنج و لپه، یک بسته نمک، پنج عدد پیاز و یک اسکناس 500 تومانی را از درون بقچه بیرون می گذارد و پارچه را تا می زند. با چهره ای سرخ شده از شرمندگی می گوید کم است اما این هفت قلم همه چیزی بود که در خانه داشتم و به نیت امام هفتم پدر بزرگوار امام رضا(ع) می خواهم صرف پخت غذایی برای زائران پیاده رضوی شود.
پیرزن تمام داشته هایش را هدیه کرد و رفت و نیکوکارانی که در مجموعه ستاد خدمتگزاران زائران پیاده با هر جایگاه و سمت و عنوانی از هفته ها و ماهها قبل برای خدمت و پذیرایی از زائران تلاش می کنند مبهوت این بزرگی ماندند.
15 هزار نفر که در خدمت به زائر پیاده امام مهربانیها از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند حتی کفش واکس می زنند، پاهای زائر را شستشو داده و پانسمان می کنند و غذای نذری می پزند و توزیع می کنند و دهها و صدها خدمت دیگر.
اما اینها همینجا و به جمعیت خدمتگزاران رضوی محدود نمی شود بلکه این روزها هر کسی به حد وسع خود به زائران رضوی روزهای پایانی ماه صفر خدمت می کند. خیاطی که در ایستگاههای صلواتی لباس پاره زائران را وصله و پینه کرده و حتی لباس خود را به زائر می دهد تا در سرمای استخوانسوز هوا نلرزد.
45 هزار نفری که متقاضی خدمت به زائران می شوند و در 'سامانه خدمت هشت' ثبت نام می کنند تا هر کدام به حد وسع کاری انجام دهند خود جلوه ای دیگر از محبت اهل بیت(ع) است.
کفاشی که ساعتهای متوالی بدون لحظه ای استراحت کفش زائران را تعمیر و دلشان را به عنایت و رافت امام مهر محکم می دارد و صنعتگری که در مسیر راه سرویس بهداشتی و حمام برپا می کند تا زائر رضا لختی بیاساید و آبی به تن زده و غبار راه را چون صافی وجود بشوید.
مردان جوانی که در سرما بر آتش آب گرم می کنند تا زائر رضوی دستی در آب گرم تطهیر کرده و به نیاز ایستد. دختر جوانی که پاهای پیرزن را در آب گرم شوید و با ناله پیرزن از درد دست، سر بلند می کند تا عامل درد را بیابد و پیرزن دست دخترک را می بوسد و برای او دعا می کند. دکتری که روزها در مطب و شبها در ایستگاهها و محلهای اسکان زائران به درمان مشتاقان زیارت حرم منور امام رضا(ع) زائران می پردازد، همه نمودی از مهر امام رئوف است.
اما 30 مدرسه ای که والدین و دانش آموزانش خدمت به زائران و پذیرایی از آنان را در مشهد پذیرفته اند یکی دیگر از جلوه های این محبت است. مادری چرخ خیاطی اش را در گوشه ای مستقر کرده و دوخت و دوز لباس زائران را انجام می دهد، آن دیگری لباسهای مسافران از راه رسیده را برای شست و شو می برد، پدر و مادری هم کار درمان و خدمات پزشکی را در مدرسه محل اسکان زائران رضوی بر عهده دارند.
پسرکی که در خانه به قولی دست به سیاه و سفید نمی زند اینجا در کنار والدین زخم پاهای زائران را شتشو می کند، آن دیگری شانه های پیرمرد خسته را ماساژ می دهد عده ای دیگر از این نوجوانان در پذیرایی از زائران درس عشق و مهر می آموزند.
شیعه و سنی هم ندارد چه بسیار از اهالی روستاهای سنی نشین مسیر که درهای خانه های محقر خود را به روی زائران باز می گذارند تا لحظه ای توقف و استراحتی کرده و آنها هم سهمی در این حرکت داشته باشند.
مهر و عطوفت زن ومرد و پیر و جوان نمی شناسند همه می خواهند خدمت به زائر امام رئوف، خورشید خطه خراسان و نگین انگشتری سرزمین فارس کنند همو که ضامن آهو می نامندش. زائری که به خواست امام به پابوسی می رود از این رو شایسته نیست ما غریب نواز نباشیم و مهر نکنیم زائران امام رئوف را.
و چه بسیارند نمادهای این عشق و معجزه امام رضا(ع) در میان زائران عاشق سلطان خراسان که ضامن آهو و غریب الغربا می خوانندش.
زائری چون آن جوان مایوس و ناامید که به دریای عطوفت امام پناه آورد و در این مسیر گام نهاد او که مستاصل و ناامید از تمامی راههای رفته و به بن بست انجامیده به کوه و بیابان زد و خواست به دور از ترحمها یا زخم زبانها خود را از همه رنجها و سختیها برهاند و مهر باطل بر زندگی اش نهد اما به مهر پیری تهیدست ولی دانا رافتی افزونتر یافت.
در میانه همه راههای رفته ناسرانجام و درهای بسته، پیرمرد مسیری از مهر با دری از امید به آستان امام مهربانیها به رویش گشود تا رها از همه چیز و فارغ از همه کس از میانه آن برهوت ناامیدی با قمقمه ای آب و لقمه ای نان خشک راهی آستانی شود که در انتهای آن نور سر می زند.
گامهایی استوار و چشمانی پرفروغ به راه چنان امیدی در وجودش موج می زد که سختی و دشواری راه، سرمای استخوانسوز هوا، پاهای تاول زده و دستهای خشکیده و صورت کبود از سرما نتوانست در اراده اش خللی ایجاد کند.
جوانی که به رافت و رحمت امام مهربانیها آمده بود و امروز در تپه سلام بر گنبد طلا با چشمانی که از امید می درخشید سلام می داد و سگی ولگرد که در طول مسیر همراهش شد و وفای او به پسر جوان دیگران را هم متاثر کرد و تا رسیدن به مقصد در تپه سلام او را همراهی کرد.
اینک به نور رسیده تا بدان دل را جلا دهد، چشم بشوید و غبار یاس را از روح بزداید و به سختی و سنگلاخی و مشقت مسیر نفس را صیقل دهد و دل و جان را به عشقی الهی زنده گرداند.
آن روز که پیرمرد راه خورشید هشتم را به او نمود، گفت برو که متحول شوی و اینک او در آستانه تحول و جوششی از درون در دمای 18 درجه زیر صفر مسیری را پیموده که که تصورش هم دشوار می نمود. او در این مسیر هر چند با تردید گام نهاد اما به مرور بر ایمانش افزوده شد و اینک دل محکم و چشم روشن بر آستان نور دارد.
چون او گم کرده راه بسیارند که می آیند تا مسیر هدایت را یابند و در این میان هم کم نیستند آنان که حاجات خود گرفته اند و می آیند تا نذر ادا کنند و یا بر خلوص خود افزایند و عده ای دیگر خود خدمه می شوند تا خدمت کنند این زائران را در مسیر.
پدری که فرزند بیمارش را با ویلچیر به پابوسی حضرت می آورد و یا جانباز و آزاده ای که با یکپا زائر پیاده می شود اثبات این ادعا است که نه با پا که با عشق مسیر می پیمایند.
این سفر، سفر گامهای آسمانی است به سوی امام مهربانی و باید عاشق و خدایی بود و با دل مسیر پیمود.
آری باید خدایی بود تا از 65 سالگی هر سال پیاده به زیارت خورشید شتافت و امسال در سال پانزدهم همچنان این قرار عاشقی را فراموش نکرد.
باید خدایی بود و بلیت سفر ماه عسل اروپا را کنار گذاشت و پیاده به بارگاه امام هشتم رفت تا این عهد را محکمتر و زیباتر نمود.
باید الهی باشی که پیاده روی در سفر اربعین را به حرم رضوی پیوند بزنی و زائر کربلا تا مشهد شوی.
باید خدایی باشی تا در سرمای 18 درجه زیر صفر محکم قدم برداری و هیچ گله ای از سرمای هوا و زخمها و تاولهای پا نداشته و نه تنها ذره ای از ارادتت کم نشود که بر آن افزون گردد.
حال چگونه می شود این فوج فوج جمعیت زائر عاشق را که می آیند به دیدار امام مهربانیها خدمت نکرد و محبت نثار ننمود.
اینجا قرار عاشقی است برای زائر و خادم تا در مهری دیگر پیوندی محکمتر بر عهد با امام خوبیها داشته باشند در مسیر سیره امیرالرضا(ع).
آن روز که مسئولان خدمت به زائران مشکل پتو و کمبود دارو را طرح کردند این عشق به خدمت و مهر چنان شد که در کمتر از 24 ساعت درهای خانه ها به روی زائران گشوده شد. داروها به حدی است که امروز بسیاری مازاد است و همچنان پتوهای اهدایی می رسد.
امروز فقط در مشهد 110 دیگ شله از سوی خیران و نهادها برای تغذیه زائران تدارک شده است.
همه اینها تمرین مهربانی است چون امام مهربانیها در کنار ما است و نمی توان مجاور امام رئوف بود و مهر نورزید، نمی توان در کنار خوبیها بود، خوب نشد.
باشد تا در این خیر کثیر همه متنعم گردند.
خبرنگار: فاطمه یوسفی **منتشرکننده: حسین کریم زاده
1906/1858

انتهای پیام /*

اجتماعي قرار عاشقي زائر پياده
ارتباط با سردبیر: newsroom@irna.ir
تماس بی واسطه با مسئولین
منبع این خبر (ایرنا) است و جستجوگر خبر سایت تیتر نو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد خبر (3084211) را همراه با ذکر منبع و موضوع به شماره 3000123095 پیامک بفرمایید.