خبرگزاری تسنیم فرهنگ و هنر کد خبر : ۳۰۸۴۱۷۸
تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۵۵
جلسه اول نقد شعر اردوی شهرستان ادب با حضور سعید بیابانکی و حمید شکارسری در سالن همایش مجتمع آدینه برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، جلسه اول نقد شعر اردوی شهرستان ادب با حضور سعید بیابانکی و حمید شکارسری در سالن همایش مجتمع آدینه برگزار شد.

میلاد حبیبی اولین شاعری که بود که برای خوانش شعر خود پشت تریبون رفت. وی غزلی با مطلع ( ناقابل است پای غمت جان گذاشتن/ این شمع را مقابل طوفان گذاشتن) خواند.

در ادامه بیابانکی با بیان اینکه حبیبی با توجه به مدت کمی که شعر گفتن را شروع کرده با قدرت گام برمی دارد، اظهار داشت: اما من با غزل های این چنینی مشکل دارم چون به نظرم نه زبان و نه فضای تازه ای دارد و هر بیتش روایت مستقلی دارد. باید بعد از خواندن هر شعر از خود بپرسیم، چه چیزی از این شعر در ذهن من ته نشین کرد.

وی افزود: برای مثال در بیت (مجنون اگر حوالی لیلی است خانه ات/ دیوانگی است سر به بیابان گذاشتن) کشفی نمی بینیم. هم چنین در بیت (خوشبخت آن کسی که مرامش شبیه رود/ از خود گذشتن است و فراوان گذاشتن) اصطلاح فراوان گذاشتن معنادار نیست و حتما چیزی را باید باقی بگذارد.

شاعر کتاب «یلدا» تصریح کرد: متاسفانه غزل قالبی است که در شعر نسل جوان سایه انداخته  و غزلی که شاعران می گویند، هیچ ارتباطی با دنیای امروز ندارد علی رغم اینکه از آن لذت می بریم. دلیل این لذت بردن ها سیطره چند صدساله شعر حافظ و سعدی و.. بر ادبیات است.

وی خاطرنشان کرد: شعری که آقای حبیبی خواند شعر امروز نیست با اینکه شاعرش شاعر امروز است و همه فضاسازی هایش پیشانیمایی است.  به عبارت دیگر این گونه غزل های برای شروع و تفنن و تمرین خوب است

بیابانکی با ارائه پیشنهادی به شاعران جوان خاطرنشان کرد: بیش تر شاعران جوان غزلزده اند. بنابراین باید قالب شکنی کنند و در قالب های دیگر توانایی خود را بیازمایند. مثلا به شعر نیمایی رجوع کنند که به ندرت در آن حرف تکراری گفته می شود چراکه قالب نو فضای نو ایجاد می کند.

شکارسری نیز دیگر منتقدی بود که به نقد شعر میلاد حبیبی پرداخت. وی گفت: به دلیل رهایی از تکرارگویی ها بود که در دو دهه گذشته تجربه هایی می بینیم که فضای غزل را به لحاظ اهمیت بیت در غزل و ... بررسی می کند و قالب هایی چون فراغزل و غزل نیمایی را ایجاد کرد. هرچند نتایج درخشانی نداشت اما پیشنهادهای خوبی ارائه و فقدان درونمایه را جبران کردند.

شکارسری درخصوص شعر میلاد حبیبی تصریح کرد: اینکه درون مایه غزل آقای حبیبی چه بود را نمی توان مشخص کرد. این غزل ژانری نداشت. به نظر من غزل های دهه هفتاد را بخوانید چون وحدت درونمایه را به ما می آموزد و شاعر هایی مثل سعیدمیرزایی تجربه های خوبی در این رابطه دارند.

این استاد ادبیات خاطرنشان کرد: بعضی بیت های غزل دارای معنای کامل نبود. مثلا بیتِ (در دل نشانده ایم کسی را که دلبر است/ چون دزد را به خانه نگهبان گذاشتن) در لایه اول خوب است اما از این بیت تعبیرهای دیگری چون عرفانی و... نمی توان دریافت کرد..

سیدجواد میرصفی نیز شاعر بعدی بود که غزلی عاشورایی با این مطلع قرائت کرد: (ساقی و ساغر ومینا و خم و باده حسین/ مصحف و ذکر و دعا سبحه و سجاده حسین).

بیابانکی با اشاره به شعر میرصفی اظهار کرد: این شعر فرمی نسبتا ابتکاری داشت با یک ردیف و تعویض قافیه. از نظرآوایی نیز در جاهایی قافیه های غیرملفوظ است هم قافیه شده اند. طبیعتا کسره با هاء هم آوا نیست و درباره غلط یا درست  بودنش نظری نمی دهیم بلکه نکته مهم این است که اینگونه قافیه ها بار موسیقایی را منتقل نمی کند.

شکارسری نیز در ادامه گفت: بعضی موقع مخاطب تحت تاثیرموضوع شعر قرار می گیرد. یعنی موقعیت به لحاظ روانی شما را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث لذت می شود. و با تغییر فضا آن لذت سابق به خواننده دست نمی دهد. در شعر آقای میرصفی هم چنین اتفاقی افتاده بود و بعضی ابیات عملا تکرار مضمون بود و بعضی ها هم اتفاق تازه ای نداشت. یادمان باشد که اینها مصداق شعر هیاتی اند و مخاطب بدون اینکه مخاطب جدی ادبیات باشد می خواهد صرفا تحت تاثیر عاطفی قرار گیرد.این گونه شعرها در هیات کاربرد دارد و از  فکر، صورخیال و فرم و بداعت خالی است.

بیابانکی نیز ادامه داد: عدم وجود فضا باعث شده این شعر خلق و کشفی نداشته باشد. در این شعر حتی اگر چند بند هم به آن اضافه شود، اتفاقی نمی افتد.

شهریار شفیعی نیز سومین شاعری بود که شعر سپید خود با درونمایه دفاع مقدس را این گونه شروع کرد: (سیم خاطره ها که اتصالی پیدا کند/ فرش هم می تواند صندلی برفی باشد/ شوکی که توی سرت می افتد/می آید/ می آید/ می رسد به انگشتت/ همانی که روزی ماشه را اشاره می کرد)

بیابانکی با اشاره به اینکه شعر کاملا دارای فضا بود و در ذهن من شنونده رسوب می کند، گفت: البته آن جا که می گوید از نظر زبانی اشکال دارد و عبارت (ماشه را اشاره می کرد) باید تغییر کند.

شکارسری نیز درخصوص شعر شفیعی افزود: نیما در شعر به دیدن تکیه می کند چنانکه انگار پیش از او شاعران نمی دیدند. در شعر سنتی ما مضامین پیشین را می بینیم و از آن کشف ها مضامین تازه خلق می کنیم. از سوی دیگر جذابیت آوایی در متن شعر باید توجه شود و موسیقی به وسیله خیال نهفته در شعر تامین شود.

(تو صبح روشنی و من شبی که خاموشم/ مبارک است که آخر شدی هم آغوشم) مطلع غزلی عاشقانه ای بود که معین اصغری آن را قرائت کرد.

بیابانکی پس از خوانش این شعر گفت: در شعر آقای اصغری مطلع توقع ما را بالا برد تا با شعر خوبی مواجه باشم. قالب غزل سنتی ما بیت مدار است و هرچه به سمت شعر امروز می رویم. فضای واحدی شکل می گیرد.  در شعرهایی از این دست که اگر قافیه و حوصله اجازه دهد، پایان بندی اش دست شاعر است چون ساختاری ندارد  و براساس تداعی آزاد می توانند ادامه داشته باشد.

شکارسری نیز گفت: در یکی از ابیات کارکرد خوبی از کلمه (گذشت) استفاده کرده است. این صنایع راه های نجات غزل اند و آخرین تیرهای ترکش شاعر هستند تا غنای شعر را بیفزاید.

حمید روشنایی غزلی با موضوع مادر با این مطلع خواند: (بعد؛ از تو می پرسم باز دوستم داری. هم چنان که میخندی زیر لب بگو آری)

بیابانکی با بیان اینکه این غزل می توانست یکدست باشد اما نشده است، گفت:فروغ فرخزاد شعری از زبان مادر دارد. باید آن را خواند تا فهمید چه چیزهایی را می توان وارد شعر با موضوع مادر کرد. اگر شاعر در این غزل جزیی نگرتر بود، موفق تر عمل می کرد چراکه حرف های عاطفی کلی قوت شعر را گرفته است.

شکارسری در ادامه خاطرنشان کرد: تیپ سازی مشخصه سنت است چون بیان ها کلی است و به همین دلیل معشوق ها تا سال ها در ادبیات یکسانند. در شعرها اگر از تیپ ها فاصله بگیریم اتفاق شاعرانه رخ می دهد. این شاعر از تکنیک هایی استفاده کرده که مخاطب را درگیر متن می کند کاری که فرمالیست ها می کنند و بعضی از بیت ها دقت بیش تری می خواهد.

آخرین شاعری که شعرش مورد نقد و بررسی قرار گرفت، رحمت غلامی بود. وی غزلی با این مطلع خواند: (شرشر باران و مقصد بی نشان و تاکسی/ کم شدی توی خودت توی زمان و تاکسی).

بیابانکی خاطرنشان کرد: به دلیل عدم تجانس فضا و قالب در این شعر با نوعی شعر کاریکاتوری روبرو هستیم و اگر در قالب های دیگر سروده می شد، موفق تر بود. در واقع معیار زیبایی شناسی شعر سنتی توازرن و تقارن است. به همین دلیل غزل برای انعکاس درست جهان درهم امروزی شانس را کم می کند در واقع شاعر می خواهد موضوعی کاملا روزمره و پیش افتاده را با زبانی منظم بیان کند و همین تناقض باعث  اذیت خواننده می شود.

شکارسری با بیان اینکه شاعر مشروطه فکر می کرد اگر دایره لغاتش را نو کند، شعر نو می شود، گفت: کسانی که می خواهند در روزگار ما غزل بگویند باید بپذیرند این قالب و فضا امکان انعکاس دنیای امروز را کم می کند. فضا یک فضای از هم گسیخته می شود و عملا در آخر کار قالب شکنی می کند.

انتهای پیام/

برچسب ها
منبع این خبر (خبرگزاری تسنیم) است و جستجوگر خبر سایت تیتر نو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد خبر (3084178) را همراه با ذکر منبع و موضوع به شماره 3000123095 پیامک بفرمایید.